تبلیغات اینترنتیclose
پيونگ يانگ، جاکارتا، زوريخ، پاريس، پکن( حامد ابراهیم پور )
پیچک ( حامد ابراهیم پور )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 مهر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

 

پيونگ يانگ، جاکارتا، زوريخ، پاريس، پکن
والنسيا، زاگرب، بلگراد، پراگ، وين

بهار ، در دوبلين... شوقِ برف ، در بوداپست

غروب، در جنوا... صرف چاي در لندن
سرود رنگي يک جشن، در جنوب کره

شکوه سنگي يک نخل ، در شمال يمن
سکوت ساحل، پارو زدن ميان دانوب

صداي ني زدن باد... در خليج عدن
تو پايتخت جهاني ...تو شاعري، يعني:

همين براي تو کافي ست تا پرنده شدن...
رسالت تو دراين خاک، کشف زيبايي ست

تو شاعري يعني : يک دليل خلقت زن!
دل تو مي چرخد در تن هزار نفر

شبيه روحي آواره در هزار وطن...
دل تو در کاغذ مي زند براي زمين

دل تو مي کوبد:
تن تتن تتن تن تن!

2)

تو ايستاده اي و بر تن تَرَک تَرک اَت
هزار زخم پلاسيده جاي پيراهن

تو ايستاده اي و مرگ ، پشت هر غزلت
شبيه اجراي سمفوني پنج شوپن

تو ايستاده اي و پيش روت مي پيچند:
مائوتسه در چرچيل
مارشال دوگل به پِتَن...

(- اگر قرار به جنگ است، هرچهار بَدَند
که تن هميشه تن است و کفن هميشه کفن)

تو ايستاده اي و شعر مثل يک سرطان
خزيده در خون ات ... رشد کرده داخل تن...

تو شاعري...يعني زندگي شکسته تو را
تو شاعري...يعني:
-کم نيار...
داد نزن...

(- تماميِ دنيا در سکوت مي پيچد
به عنکبوتي در تارهاي صوتي من... )


**

حامد ابراهیم پور


از مجموعه شعر:براندويي که عرقگير خيس پوشيده -نشرفصل پنجم-1392
 


 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعارحامد ابراهیم پور -5, | بازديد : 525