تبلیغات اینترنتیclose
تو گم شدي توي يه سکانس تکراري( حامد ابراهیم پور )
پیچک ( حامد ابراهیم پور )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 مهر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

 

تو گم شدي توي يه سکانس تکراري
تو گم شدي توي يه نماي بيروني

تو گم شدي توي دوربين افتاده
تو گم شدي توي يه کلاکت خوني

شبيه چشمهاي مرده ي يه اعزامي
شبيه چشم هاي قرمز يه اعدامي

شبيه چشمهاي ساکت يه تزريقي
شبيه چشمهاي يه زن خيابوني

شبيه رقصيدن لاي موج کارون...
_نه!
شبيه خوابيدن روي ريل لرزون...

_ نه!
شبيه مردن توي حياط زندون...
_نه!
گلوله خوردن توي هواي باروني

تو لنزا هرکي پشت تو حرف بدمي زد!
تو لنزا هرکي نعش تو رو لگد مي زد!

تو ميدوناي شهر غريبه جامونده
تو تهمتا و فحشاي چالهِ ميدوني

سکانس اول:طوقي،تو آسمونايي
سکانس بعدي: نعشي،روپشت بونايي

سکانس بعدي:له! زير کاميونايي...
شبيه مرگ راننده ي بيابوني

نگاه مرد داره غمت رو ميقاپه...
دوساعته دوربين رو دلت کلوزآپه

شبيه زندوني تو حياط پاييزي
شبيه امّيدي آخر زمستوني...

پلان اول: اسمت سر زبونا بود،
پلان دوم: اشکاي نوحه خونا بود

پلان آخر :شليک پاسبونا بود
با گلوله اي که جامونده روي پيشوني...

 

حامد ابراهيم پور

قسمتي از شعر سناريو
براندويي که عرق گير خيس مي پوشد

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعارحامد ابراهیم پور -5, | بازديد : 269