تبلیغات اینترنتیclose
شبانه از دهن کوسه با طناب گرفتند( حامد ابراهیم پور )
پیچک ( حامد ابراهیم پور )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 مهر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

شبانه از دهن کوسه با طناب گرفتند
تو را رها شده با اشک و اضطراب گرفتند

جنازه ات را گيج و مچاله آخرِ طوفان
شبيه رختي افتاده از طناب گرفتند

به جاي خون از زخم تن تو شعر ميامد
زنان بندر نعش تو را ازآب گرفتند...

ميان قايق زانو زدند و ولوله کردند
تو زنده ماندي .... از آسمان جواب گرفتند

تو زنده بودي ... پارو زدند و جيغ کشيدند
و بعد از صورتهايشان نقاب گرفتند...

دوباره روز شد و ماه زير خون تو خوابيد
و زخم هاي تو درساحل آفتاب گرفتند

شبيه تاکي در خاک سرخ ريشه گرفتي
و شاعران از خون تنت شراب گرفتند...

براي کشتن تو مردها غريو کشيدند
شبيه ماري ديوانه، پيچ و تاب گرفتند

دهان گرگ شدند و سراغ پيرهنت را
به زوزه از صدها کلبه ي خراب گرفتند

کشان کشان ازاين شعر، سوي آب خزيدي
ولي تو را در خاک
آخرِ کتاب گرفتند....

 

 

حامد ابراهیم پور

از مجموعه شعر"براندويي که عرقگير خيس پوشيده"فصل پنجم-1392

 

 

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعارحامد ابراهیم پور -5, | بازديد : 357