تبلیغات اینترنتیclose
کنار هم غزل خورديم و با خودکار رقصيديم( حامد ابراهیم پور )
پیچک ( حامد ابراهیم پور )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 مهر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 


کنار هم غزل خورديم و با خودکار رقصيديم
هوا رفتيم و مثل ابرِِِ ِدر شلوار رقصيديم

هوا بد بود...روي چشم هامان دود پاشيدند
هوا تاريک شد، در آتش سيگار رقصيديم

به ما گفتند: ممنوع است، ممنوع است، ممنوع است
به ما گفتند ممنوع است...با اصرار رقصيديم

زمين خورديم و روي خاک ،صدها برگ عقب رفتيم
زمين خورديم و در تاريخ صدها بار رقصيديم

فعولن فع ... تتن تن ...فاعلاتُن ... تن تکان داديم
عقب رفتيم و دراين بحر ناهموار رقصيديم

تکان خورديم در نُت هاي قرمز رنگ ياسايي
مغول خنديد... روي دامن اُترار رقصيديم

بخارا شعله مي شد، خون نيشابور ني مي زد
عقب رفتيم و روي نيزه ي تاتار رقصيديم

عقب رفتيم : اسکندر ميان صور، دف مي زد
عقب رفتيم و بين آتش و ديوار رقصيديم

عقب رفتيم :ما را قرمطي خواندند، افتاديم...
خليفه سکه مي انداخت، در دربار رقصيديم

خليفه دست مي زد...ماعجم بوديم، کم بوديم
کنار دجله روي خنجر مختار رقصيديم

غذا خورديم و با محمود افغان آشتي کرديم
به حکم باد روي پرچم افشار رقصيديم

دوباره چشم هاي لطفعلي خان را درآورديم
ته فنجان، ميان قهوه ي قاجار رقصيديم

به ما گفتند: مفعولن ! به ما گفتند: مفعولن!
و ما هربار افتاديم...
ما هرباررقصيديم...
**
جلو رفتيم ...
تن هامان ميان تُنگ جا مي شد
پريديم و نوک منقار ماهيخوار رقصيديم

ميان خون و گِل ما را شبيه گربه رقصاندند
هوا کم بود...درحلقوم بوتيمار رقصيديم

براي شادمانيِ فلان سلطان غزل خوانديم
براي ميهمانيِ فلان سردار رقصيديم

طناب سربه داران را تکان داديم با لبخند
کلاغاني شديم و روي چوب دار رقصيديم

مترسک هاي غمگيني شديم و درکنار هم
براي شادي چشمان گندمزار رقصيديم...

 


حامد ابراهیم پور

(از مجموعه شعر :آلن دلون لاغر مي شد و کتک ميخورد-
انتشارات فصل پنجم-1390)
*ابرشلوار پوش:ولادميرماياکوفسکي

برچسب ها : ,

موضوع : اشعارحامد ابراهیم پور -4 , | بازديد : 422