تبلیغات اینترنتیclose
دوري کني از نور ، از تقويم، از ساعت ( حامد ابراهیم پور )
پیچک ( حامد ابراهیم پور )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 مهر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

دوري کني از نور ، از تقويم، از ساعت
خلوت کني با سقف،با ديوار، با خانه!
خاموشي خود را بيندازي جلوتر.. بعد
روشن کني سيگار خود را قبلِ صبحانه !
*
پنهان شوي درخود، شبيه فيل تنهايي
که از صداي خنده ي يک موش مي ترسد
پنهان شوي...مانند جنّ لاغري باشي
که از سکوت خانه اي خاموش مي ترسد
*
ساکت بماني و تو را آخر بيندازند
مانند عکسي سوخته از قاب ها بيرون
چون خرده سنگي قي شوي از کوه ها پايين
مثل نهنگي تف شوي از آب ها بيرون
*
بي دردسر در فکر پايان خودت باشي
مثل فرود يک پشه در قوريِ چايي
مثل سقوط قوطي نوشابه اي در جوي
يا خودکشي سوسکي در زير دمپايي !
*
مانند روحي نيمه شب خود را بترساني
مثل سگي ولگرد در تعقيب خود باشي
چون قتلِ آدم برفيِ آواره اي در نور
چون مرگ گنجشکي ميان حوض نقاشي
*
باور نمي کردي ولي، چشمان بوفي کور
درتکه هاي خوني آيينه ات باشد
هر شعر تازه در دلت يک زخم تکراري
هر عشق تازه خنجري در سينه ات باشد
*
ديگر دلت مانند يک پيغمبر مايوس
در چاه يک کابوسِ ِ بي تعبير افتاده
خود را به هرسو مي زني، راه نجاتي نيست
چون يک مگس که پشت شيشه گير افتاده...
*
پايين کشيدي پرده ها را .. دربها قفلند
داري کتابي تازه قبل از خواب مي خواني
تنها نشستي... شير گاز خانه ات باز است
تنها نشستي، وغ وغِ ساهاب مي خواني...
*


حامد ابراهيم پور


آلن دلون لاغر ميشد و کتک ميخورد
فصل پنجم-1390

برچسب ها : ,

موضوع : اشعارحامد ابراهیم پور -4 , | بازديد : 275