تبلیغات اینترنتیclose
هميشه شکل خودش بود: ساده و بدوي( حامد ابراهیم پور )
پیچک ( حامد ابراهیم پور )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 مهر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

 

هميشه شکل خودش بود: ساده و بدوي
هميشه ربط زيادي به من نداشته بود

هميشه فکر دويدن، هميشه فکر سفر
شبيه چلچله اي که وطن نداشته بود

دوباره جنگ نکرده شکست خورد، ولي
در آرزوي نبردي دوباره بود دلم

هزارمرتبه آتش گرفت و دور افتاد
شبيه پيرهني پاره پاره بود دلم

هميشه حسرت قدري عزيز بودن داشت
که چاه کن شد و تعبير خواب يادش رفت

دل شکسته ي من بند باز پيري بود
که راه رفتن روي طناب يادش رفت

هميشه دلهره ي ديگران به او ميگفت
به فکر تيغ نيوفتد ، دوباره سم نخورد

چگونه امکان دارد که زندگي بکني
و حالت اصلا از زندگي بهم نخورد !

 

 

حامد ابراهيم پور

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعارحامد ابراهیم پور -4 , | بازديد : 428