تبلیغات اینترنتیclose
اگر به جان عزيز تو غم نريخته بودم( حامد ابراهیم پور )
پیچک ( حامد ابراهیم پور )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 مهر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


اگر به جان عزيز تو غم نريخته بودم
اگر که زندگي ات را به هم نريخته بودم

اگر که دور تن ات دست من طناب نمي شد
اگر که خستگي ام بر سرت خراب نمي شد

اگر که در کفن زندگي اسير نبوديم
اگر که وارث اين درد ناگزير نبوديم

اگر که صاعقه بر سقف خيس خانه نمي زد
اگر به شانه يمان غصه تازيانه نمي زد

اگر که خستگي ام در تن تو تازه نمي شد
اگر که قلب تو تابوت اين جنازه نمي شد

اگر که سايه ي اين بي کسي بزرگ نمي ماند
اگر که خانه يمان آشيان گرگ نمي ماند

اگر من و تو درين زندگي غريب نبوديم
اگر که طعمه ي اين شهر نانجيب نبوديم

اگر دل تو ازين روزِگار رنجه نمي شد
اگر که روح تو در خانه ام شکنجه نمي شد

اگر کنار تو يک صفحه ي سياه نبودم
اگر براي توي يک راه اشتباه نبودم

اگر به من تن سبز تو قول سيب نميداد
اگر که روح تو نعش مرا فريب نميداد

اگر که بسته ي اين برزخ سياه نبودي
اگر کنار من اين قدر بي گناه نبودي

اگر هميشه فقط اين نبود زندگي ما
سکوت يک شب غمگين نبود زندگي ما

اگر که خاطر ه هامان نصيب باد نميشد
اگر دوباره اگرهايمان زياد نميشد...

قرار نيست به اين کوچه نوبهار بيايد
قرار نيست اگرهايمان به کار بيايد

قرار نيست کمي اتفاق خوب بيفتد
که پشت پنجره ي بسته مان بهاربيايد

قرار نيست که پايان قصه تلخ نباشد
ميان سفر ه يمان غيرِ زهرمار بيايد

قرار نيست کسي از ميان مردم دنيا
براي بردن اين نعش بي مزار بيايد

قرار نيست که فرداي نارسيده ي روشن
براي ديدن اين قوم سوگوار بيايد

قرار نيست که خوشبختي تلف شده ي ما
پس از تحمل يک عمر انتظار بيايد

دعا کنيم که اين شهر بي پرنده نماند
دعا کنيم زمستان شوم زنده نماند

دعا کنيم که هرشاخه شکل دار نگيرد
دوباره کوچه يمان بوي انفجار نگيرد

دعا کنيم که آينده بي فروغ نباشد
دعا کنيم دعاهايمان دروغ نباشد...

 

 

حامد ابراهیم پور

برچسب ها : ,

موضوع : اشعارحامد ابراهیم پور -3, | بازديد : 322