تبلیغات اینترنتیclose
براي خاطر سقفي سرد( حامد ابراهیم پور )
پیچک ( حامد ابراهیم پور )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 مهر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

براي خاطر سقفي سرد
براي خاطر ميزي لُخت
هميشه يک زن عادي بود
که توي خانه غذا مي پخت!
*
دلش بدون جهت مي زد
به زندگي ضربان مي داد
هميشه يک زن عادي بود
که بوي سبزي و نان مي داد
*
شبيه يک زن عادي که
سکوت پيرهنش مي شد
شبيه يک زن معمولي
که زندگي کفنش مي شد
*
بلند مي شد و مي افتاد
مچاله مي شد و چک مي خورد
هميشه يک زن عادي بود
که جاي بوسه کتک مي خورد
*
به هرطرف که قدم برداشت
هميشه يک در محکم بود
هميشه حسرت رفتن داشت
زني که مهريه اش غم بود...
*
زني بدون شکايت بود
غمي بدون روايت داشت
سکوت يک زن عادي که
به زخم هاي خود عادت داشت
*
هميشه پنجره اي بسته
هميشه خاطره اي گم بود
زني که يک تن لاغر داشت

 زني که ساقه ي گندم بود...

 

حامد ابراهیم پور 

(از کتاب "آلن دلون لاغر مي شد و کتک ميخورد"فصل پنجم-1391)

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعارحامد ابراهیم پور -3, | بازديد : 353