تبلیغات اینترنتیclose
ده بار ديگر خواندن مکبث( حامد ابراهیم پور )
پیچک ( حامد ابراهیم پور )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 6 مهر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 


ده بار ديگر خواندن مکبث
صدبار ديگر خواندن کوري
از آخر ميدان آزادي
تا اول ميدان جمهوري
¨
ما زندگي کرديم و ترسيديم
در روزهاي سرد پر تشويش
در ايستگاه متروي سرسبز
در ايستگاه متروي تجريش
¨
ما عاشقي کرديم و جان داديم
در کوچه هاي شهر بي روزن
در کافه هاي دُور دانشگاه
در پله هاي سينما بهمن ...
¨
ما زندگي کرديم و ترسيديم
ما زندگي کرديم و چک خورديم
ما توي هر چاهي فرو رفتيم
ما توي هر شهري کتک خورديم
...
مانند يک باران بي موقع
در روزهاي اول خرداد
مثل دو تا کبريت تب کرده
در پمپ بنزين اميرآباد
...
مانند يک خنياگر غمگين
که از صداي ساز مي ترسيد
مثل کلاغ مرده اي بوديم
که ديگر از پرواز مي ترسيد
¨
عشق من و تو قطره خوني که
از صورتي نمناک افتاده
عشق من و تو لاک پشتي که
وارونه روي خاک افتاده
¨
عشق من و تو مثل حوضي تنگ
جا کم مياورد و کدر مي شد
مانند يک نارنجک دستي
در کوچه گاهي منفجر مي شد
¨
عشق من و تو مثل گنجشکي
از لانه اش هربار مي افتاد
عشق من و تو قاب عکسي بود
که هرشب از ديوار مي افتاد
¨
مثل دو تا اعدامي تنها
تا لحظه ي آخر دعا کرديم
ما لاي زخم هم فرو رفتيم
ما توي خون هم شنا کرديم
...
ما خاطرات مبهمي بوديم
که روز وشب کم رنگ تر مي شد
ديوارها را هرچه مي کنديم
سلول هامان تنگ تر مي شد
¨
مثل دو ماهي - قرمز مغرور
تا آخر دريا جلو رفتيم
ما عاشقي کرديم و افتاديم

 ما عاشقي کرديم و لو رفتيم ...

 

حامد ابراهیم پور

(چهارپاره اي از دفتر دوم مجموعه شعر" براندويي که

عرقگير خيس پوشيده انتشارات فصل پنجم-پاييز 1392)
 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعارحامد ابراهیم پور -2 , | بازديد : 402