تبلیغات اینترنتیclose
مصاحبه با روزنانه اطلاعات
پیچک ( حامد ابراهیم پور )
شعر و ادب پارسی



توجه توجه  برداشت از سایت روزنامه اطلاعات به آدرس زیر

http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=201522-0218-04-52.htm&storytitle

 

تاريخ خبر: سه‌شنبه 14 بهمن 1393- 13 ربيع الثاني 1436ـ 3 فوريه 2015ـ شماره 25084
سبزينه/زير نظر: عبدالجبار كاكايي/

 

نگاهي به مجموعه شعر«دور آخر رولت روسي»، سروده حامد ابراهيم پور
تنوع زيست شاعرانه
محمد نيازي


حامد ابراهیم پور از آن دسته شاعرانی است که انسان را در محوریت اندیشه خود قرار داده و با ذوق هنری خود در پی کشف دغدغه های انسان امروزی و ایجاد ارتباط هرچه بیشتر با
انسان هاست. او تاکنون ده مجموعه شعر منتشر کرده است که سه جلد از آنها در حوزه شعر سپید منتشر شده اند. مجموعه شعر « به هزار دلیل دوستت دارم»،دومین تجربه شعری حامد
ابراهیم پور در حوزه شعر سپید بود كه شاعر کوشیده بود آن گونه بنویسد که زندگی می کند و می بیند . اين كتاب، تجربه جدیدی بود برای شاعری که از حوزه شعر کلاسیک به شعر سپید روی آورده بود .
در سومین مجموعه شعر سپید ابراهیم پور تحت عنوان «دور آخر رولت روسی»،شاعرعلاوه بر استفاده از تجربیات مجموعه های قبلی خود، مبنای کار خود را برای ایجاد ارتباط هرچه بیشتر با مخاطب قرار داده است .
او کوشیده است با زیرکی خاص از پیچیده گویی فاصله گرفته و با توجه به دامنه دانایی ها و تجربیاتش در حوزه های شعر،سینما،ادبیات داستانی و تنوع زیست شاعرانه ای که داشته است، به خلق فضای شعری جدید و بدیع بپردازد و مخاطب را قدم به قدم با شعر های خود همراه کند.
این مجموعه با استفاده از زبانی ساده و تصاویری ملموس و حس برانگیز توانسته است رابطه خوبی را با مخاطب بر قرار کند، و مخاطب کم حوصله امروزی را برای دنبال کردن سطر ها
و فضاهای شعری مجاب نمايد .
فضاهای موجود در شعر ابراهیم پور، اگر چه از عناصر و کلماتی ساده و آشنا برای مخاطب سرشار است، اما فرم چیدمان این کلمات و کارکرد نهایی شعرها به گونه ای است که غالباً پایانی نامتعارف را در ذهن شکل می دهد و شاعر با زیرکی خاصی در انتهای شعرهای عاشقانه یا اجتماعی، ما را مبهوت پایان بندی های زیبا ، احساسی و گاه به شدت متاثر کننده می کند، که در پاره ای از مواقع با افزودن چاشنی طنز تلخ و اعتراضی ، گستردگی جهان بینی و تعهد شاعر را به مخاطب گوشزد می کند.برای مثال می توان به شعرهای زیر اشاره کرد :
«ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﮐﺎﺭﺍﻣﺎﺯﻭﻑ‌‌ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ/ﻗﺎﺗﻞ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﯽ
ﺑﻮﺩ/ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ/ﺍﺯ ﺷﻨﻞ ﮔﻮﮔﻮﻝ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ/ﻣﻦ ﺍﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ/ﺍﺑﻠﻪ ﺭﺍ ﻣﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ/ﺭﻓﯿﻖ ﺩﺍﺳﺘﺎﯾﻮﻓﺴﮑﯽ ﻣﯽﺗﻮﻧﺴﺖ توی ﺳﯿﺒﺮﯼ/ﺩﺳﺖ ﻧﻮﯾﺴﺶ ﺭو/از دهن پرنده یخ زده ای که شکل بیست و سه سالگیای تو بود/دزدیده باشه!»(قسمتی از شعر کتابخانه)
يا:
«ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ/ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ/ﺷﺒﯿﻪ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ/ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﺟﮏ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﻧﯽ/ﺑﺮﺍﯼ ﺗﮏ ﺗﯿﺮﺍﻧﺪﺍﺯ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﻣﺮﺯ/ﺩﺳﺖ ﺗﮑﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ...»(قسمتی از شعر تیتراژ)
یا:
«قلقلکت می دهد مرگ/شبیه خارپشتی که/وارونه لای سنگ ها گیر کرده/و روباه ها شکمش را لیس می زنند»(قسمتی از شعر خندیدن)
یا:
«به زخم هایش عادت کرده است/زندانی پیری/که دیوارهای سلولش را/به نام کوچشان صدا میزند»(قسمتی از شعر سرگیجه)
در حوزه زبان، حامد ابراهیم پور در شعر سپید به ساده نویسی توجه کرده و سعی در به تکامل رساندن آن دارد و با دوری از بازی های زبانی مرسوم،به زبان به عنوان وسیله ای برای ایجاد ارتباط و انتقال پیام و تصاویر شعرش نگاه می کند. البته سادگی زبان او در این مجموعه را نباید به مثابه سادگی اندیشه اش دانست.
ابراهیم پور عمداًسعی در بیان مضامین پیچیده و گاه فلسفی مانند زندگی و مرگ، جنگ و صلح،تنهایی و عشق،روزمرگی و تکرار و سرگردانی و سایر موضوعات و دغدغه های انسان عصر ماشینی،با زبانی ساده دارد -کاری که درغزل هایش خلاف آن را انجام می دهد-چرا که این مقولات در ژرفای خود برای انسان امروز مضامینی پیچیده و حتي گاه نامکشوف باقی مانده اند که زبان های فرمیک و غالباً پیچیده موج های جدید شعری جز دامن زدن به پیچیدگی این مباحث راه به جایی نخواهد برد و مخاطب کم حوصله امروزی را از همراهی با شعر باز خواهد داشت .
برای مثال می توان به شعرهای زیر اشاره کرد :
«زندان من و تو اما/تخت خوابی دو نفره بود/که روزها از آن فرار می کردیم/و شب ها
ما را باز می گرداندند/چراغ ها که خاموش می شد/زیر ملحفه ای راه راه/خود را به خواب می زدیم/تا صدای گریه همسلولی مان را نشنویم»(شعر سلول )
یا:
«هزار بار دیگر هم که بمیری/بازهم سرباز به دنیا می آیی/و پرچم کشورت/هیچ وقت آنقدر بلند نیست که بتواند
اشک هایت را پاک کند»(شعر اشک ها)
یا:
«کسی چه می داند/در سر حلزون پیری که/ساعت 5صبح/خودش را زیر نخستین کفش خیابان انداخت/چه می گذشته است»(شعر مردن به وقت تنهایی)
البته ابراهیم پور در بسیاری از شعر هایش -در این کتاب و کتاب های دیگر -با ارجاعات برون متنی مختلف ،مخاطب را به فیلم ها،وقایع تاریخی، رمان ها،مکاتب فلسفی و...هدایت می کند که این نوع ارجاعات مخاطب او را به دایره مخاطبین خاص و حرفه ای محدود می کند و مخاطب ِعام شعرهای او به ناچار می بایست دامنه آگاهی هایش را در حوزه شعر، تاریخ،سینما و مطالعات ادبی مثل رمان بسیار گسترده کند تا بتواند به التذاذ ادبی حاصل از خواندن شعرهای شاعر دست یابد که این امر به اعتقاد نگارنده، دایره مخاطبان او را محدود می کند و باعث می شود که مخاطب عام برای ارتباط برقرار کردن با شعر گاه دچار چالش شود .
در خاتمه بر این باورم که زمان برای قضاوت کلی پیرامون شعرهای حامد ابراهیم پور –لااقل در حوزه شعر سپید-هنوز فرا نرسیده است، چرا که شاعر در حال تجربه کردن و آزمودن ظرفیت های
خوداست و باید قضاوت را به زمان آینده موکول کرد .

 

توجه توجه  برداشت از سایت روزنامه اطلاعات به آدرس زیر

http://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=201522-0218-04-52.htm&storytitle