تبلیغات اینترنتیclose
پیچک ( حامد ابراهیم پور )
پیچک ( حامد ابراهیم پور )
شعر و ادب پارسی



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 6 مهر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

به خاطر سيگار و غذاي شب مانده
براي ديدن صدباره ي پدرخوانده

براي خاطر شعر-اين دکان رنگ رزي-
براي اين ادبيات فاخر عوضي

براي گفتن اين فحش هاي زير لبي
خداي گم شده در چند جمله ي عربي

براي مرگ-زن هرزه اي که مي آيد-
براي کشف زمين لرزه اي که مي آيد

براي يک بشقاب اضافه موقع شام
براي يک شبح قوز کرده در حمام

به رقص مرگ ميان تنت ادامه بده
نفس بگير و به جان کندنت ادامه بده...

 

 

حامد ابراهيم پور

از کتاب آلن دلون لاغر مي شد و کتک ميخورد

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعارحامد ابراهیم پور -1, | بازديد : 329

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 6 مهر 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

بي دليل ....

به هزار دليل دوستت دارم
آخرينش ميتواند
کيف کوچکت باشد
بازشده در جوي آب
يا وقتي که
گرفته بودي پيشانيات را
لبخند ميزدي...

آخرينش ميتواند
اولين بوسه يمان باشد
در آسانسور دانشگاه
يا همين تخمه شکستن يواشکي
توي سينما.

به هزار دليل دوستت دارم
آخرينش ميتواند
دستهايت باشد
روي صورت من
تا خدا و ابليس
اشک‌هايم را نبينند

يا روزي که
در ميدان ولي عصر
زمزمه کردي در گوشم:
قرار نيست هيچکس بيايد...


به هزار دليل دوستت دارم
آخرينش ميتواند
سرفه نکردنت باشد
روي سيگارهاي من
ميتواند
ناشيانه آشپزي کردنت باشد
ناشيانه عشقبازي کردنت...

به هزار دليل دوستت دارم
آخرينش ميتواند
لنگه کفش خونيات باشد
روي پيادهرو
وقتي تن ات را
روي دست ميبردند.

ميتواند حسرت گيسوانت باشد
براي بوسيدن آفتاب
وقتي با روسري خاکت کردند...

 

 

از مجموعه شعر"مرده ها خواب نمي بينند"

چاپ: نشر گردون/ آلمان -برلين 1389

 

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعارحامد ابراهیم پور -1, | بازديد : 392

صفحه قبل 1 ... 4 5 6 7 صفحه بعد